Pesian To English advanced


gaduate ==> [.v]: درجه دار (از دانشکده یا دانشگاه)، دیپلمه، لیسانسیه، فارغ التحصیل، پیمانه درجه دار، لوله مدرج، درجه دار، (در باره مالیات) مشمول مالیات تصاعدى، فارغ التحصیل شدن، (آمریکایى) دوره آموزشگاهى را به پایان رساندن، بتدریج تغییر یافتن، درجه بندى کردن، تغلیظ کردن


Persian to English and Thesaurus


adjective - مشمول مالیات تصاعدی
graduated: مدرج, مشمول مالیات تصاعدی, پله پله

Notice: Undefined variable: count_exam in /var/www/bluedict.net/public/view/language/language.php on line 208

Notice: Undefined variable: count_get_exam_key_search in /var/www/bluedict.net/public/view/language/language.php on line 223

Notice: Undefined variable: count_phrase in /var/www/bluedict.net/public/view/language/language.php on line 257

معنای کلمات را اضافه کنید


نام
E-mail
معنای